يه اسم ساده ام مث اسم تموم آدما
يه دل بريده از همه يه دل شكسته ي شما
يه اسم ساده ام ولي يه روح مهربون دارم
وقتي كنارت مي شینم حس مي كنم جنون دارم
نه با اجازه عاشقم نه با اشاره آشنا
فقط يه اسم ساده ام فقط يه بنده ي خدا
منُ به اسم ديگرم منُ به اسم شب بخون
دقيقه هامُ تازه كن شعرامُ زير لب بخون
عاشقتم اما صدام مثل صداي آدماس
دوست دارم بهم بگو آخر عاشقي كجاس؟
قلبمُ دستم مي گيرم اما با چشماي خجل
مي خوام كه باورت بشه عاشقتم از ته دل
نوشته شده توسط عبدالجبار کاکایی در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 14:14 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

شعر و ترانه
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
POWERED BY